لغت نامه دهخدا
بادزدگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بادزده: بیماری بادزدگی نباتات و صیفی.
بادزدگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بادزده: بیماری بادزدگی نباتات و صیفی.
نوعی بیماری نباتات
{wind burn, wind injury} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] تغییر رنگ و پژمردگی برگ های گیاه براثر وزش باد شدید در زمان خاصی از دورۀ رویش
💡 در سال ۱۸۴۵ اپیدمی بیماری سوختگی سیبزمینی که با نام سفیدک دروغین یا بادزدگی سیبزمینی نیز شناخته میشود موجب قحطی و مرگ ۲۵۰ هزار نفر و مهاجرت ۵.۱ میلیون نفر در ایرلند شد. در آن زمان کل جمعیت ایرلند تنها ۸ میلیون نفر بود!