بادام سیه

لغت نامه دهخدا

بادام سیه. [ م ِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مخفف بادام سیاه. بادامهائی که بر تابوت مرده اندازند. ( غیاث ). رجوع به بادام سیاه شود. || کنایه ازچشم محبوب باشد. ( غیاث ). رجوع به بادام سیاه شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از چشم محبوب

جمله سازی با بادام سیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به رخسار از مژه خون جگر ریخت ز بادام سیه عناب تر ریخت

💡 چو آن مسکین ز تابوتش جدا ماند دو بادام سیه بر خاکش افشاند

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
ایذه یعنی چه؟
ایذه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز