باد گنج

لغت نامه دهخدا

باد گنج. [ دِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) رجوع به باد کنجی و شعوری ج 1 ورق 154 شود.

جمله سازی با باد گنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواجه را باد گنج زر که مرا از قناعت هزار گنج زر است

💡 ملک همه سرورانت زیر علم باد گنج همه خسروانت زیرنگین باد

💡 دل مبند بر دنیا زانکه می رود بر باد گنج و مال قارونی، حشمت سلیمانی

💡 بیش از آنت باد جوهر بیش از آنت باد گنج وین دعا را عرشیان مقبول دفتر یافتند

💡 قافیه گر شایگان افتاد عیب من مکن شایگان بندم همین بر باد گنج شایگان

💡 جان بدخواهان تاج خسروی رنجور باد گنج شادی را همیشه جان او گنجور باد