لغت نامه دهخدا
باد شبگیری. [ دِ ش َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) باد سحرگاهی. باد پگاه:
او خرامان چو باد شبگیری
به هیونی چو شیر زنجیری.نظامی.
باد شبگیری. [ دِ ش َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) باد سحرگاهی. باد پگاه:
او خرامان چو باد شبگیری
به هیونی چو شیر زنجیری.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سحرگه باد شبگیری بگل بر، ساحری سازد چنان گویی کلید سحر در دست سحر دارد
💡 بیشما هیچ بر گل دل او باد شبگیری صبا نوزید
💡 آبگیر از باد شبگیری کند سیمین زره لاله از گلبرگ تر آراست یاقوتین حصار
💡 از مسیحا مردگان را مژده جان، باد شبگیری که می آرد پیامت
💡 مشعل خورشید فروزان شمع بر گیر ای ندیم باد شبگیری برآمد باده در ده ای غلام
💡 الا ای باد شبگیری گذر کن ز من آن ترک یغما را خبر کن