باجمال

لغت نامه دهخدا

باجمال. [ ج َم ْ ما ] ( اِخ ) عمربن عبداﷲبن ابراهیم باجمال. یکی از فقهای شجاع صوفیه از مردم شبام به یمن. او راست: «تحفةالزاهد و غنیةالعابد» و «نوازع القلوب الی لقاء المحبوب » در حدیث و «الکتاب الجامع» در حدیث که ناقص مانده است. آل باجمال قبیله ای مشهور به حضرموت هستند و حکام شهر بوربوده اند و سپس آل بانجار حکومت از ایشان بستدند و ایشان بشهر شبام منتقل شدند. نسبت ایشان به کنده میرسد. ( از السناالباهر خطی از الاعلام زرکلی ج 2 ص 717 ).

فرهنگ فارسی

از فقهای شجاع صوفیه بود
( صفت ) زیبا خوبروی جمیل.

جمله سازی با باجمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ليكن خداى سبحان دنبال توصيف انسان به صفت انتشار به مساءله خلقت زنان پرداخت،كه آنان را به جهازى مجهز فرمود كه وجود او را مايه تسكين مردان كرد. و بين آنان وايشان مودت و رحمت برقرار ساخت، زنان باجمال و كرشمه خود و با مودت و رحمت خويشدل مردان را به سوى خود جذب كنند پس زنان ركناول و عامل اصيل اجتماع انسانيند.

💡 بود در تحت امر او باجمال مساوی ماضی و مستقبل و حال

💡 بودند اهل حضرت جلت ز دیر باز از جاه و از جلالت تو باجمال و فر

💡 گفتا: بهترین تخمی که در سینه مؤمن ریختند تخم یقین است. و همگی ایمان یقین است. و یقین ایمان را حصنی حصین است، و مؤمن را حبلی متین است. و حقّ جلّ جلاله باجمال لطف و کمال کرم بفضل بی‌میل و عدل بی‌جور و لطف بی‌علّت هر چه روح و راحت بود و امن و فراغت بود، و شادی و طرب بود، همه در یمین یقین و روضه رضا تعبیه کرد.

💡 اما سخن از روی تصویر آنست که رب العالمین منت بر آدمیان نهاد باین صورة بر کمال و چهره باجمال که ایشان را داد گفت: «وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ».

💡 دیگر از این طایفه بزرگان بسیار در سلک خدام درار سپهر غلام است که ذکر ایشان موجب اطناب خواهد بود و تخصیص این چند نفر از آن است که ذکر ایشان در وقایع دولت روزافزون که من بعد بعون خدای بی چون در ذیل این کتاب مسطور خواهد گشت، بیش تر ایراد خواهد شد و بهتر آن بود که نام و نسب ایشان پیش تر معلوم و باجمال مرقوم گردد.

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز