باج گیر

لغت نامه دهخدا

باجگیر. ( نف مرکب ) گیرنده باج و خراج. باژبان. عشار. زباب. مکّاس. گمرکچی. ساعی. باجدار. ( آنندراج ). رجوع به قاموس کتاب مقدس ذیل باجگیر شود.

فرهنگ فارسی

گیرنده باج

جمله سازی با باج گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن گیتی که ملکی پایدار است شهنشه باج گیر و تاجدار است

💡 چو روز دگر سرکشید آفتاب سر باج گیر اندر آمد ز خواب

💡 همان باج گیر و دگر ارده شیر دلیران که بودند با وی دلیر

💡 ذات پاکت که والی علم است باج گیر از کمال ذوالنون باد

💡 نگهبان آن قلعه بد باج گیر اباپور فرخنده یل اردشیر

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز