لغت نامه دهخدا
باتنه. [ ] ( اِخ ) محلی در حدود نصیبین: تراژان از دو سمت بنای تعرض را گذارد. اول از صفحه ای که معروف به آن ته می سیا، و بین فرات و رود خابور واقع بود و دوم از طرف باتنه و نصیبین. ( ایران باستان ج 3 ص 2479 ).
باتنه. [ ] ( اِخ ) محلی در حدود نصیبین: تراژان از دو سمت بنای تعرض را گذارد. اول از صفحه ای که معروف به آن ته می سیا، و بین فرات و رود خابور واقع بود و دوم از طرف باتنه و نصیبین. ( ایران باستان ج 3 ص 2479 ).
💡 تازولت (به عربی: تازولت) یک شهرداری در الجزایر است که در استان باتنه واقع شدهاست. تازولت ۲۷٬۴۹۳ نفر جمعیت دارد.
💡 اولاد عمار (به عربی: أولاد عمار) یک شهرداری در الجزایر است که در استان باتنه واقع شدهاست.
💡 اولاد سلام (به عربی: أولاد سلام) یک شهرداری در الجزایر است که در استان باتنه واقع شدهاست. اولاد سلام ۱٬۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال اوراس باتنه اشاره کرد.
💡 تیغانمین (به عربی: تیغانمین) یک شهرداری در الجزایر است که در استان باتنه واقع شدهاست.
💡 زانه البیضا (به عربی: زانة البیضاء) یک شهرداری در الجزایر است که در استان باتنه واقع شدهاست.