لغت نامه دهخدا
بابلیه. [ ب ِ لی ی َ ] ( ص نسبی ) نسبت آن ببابل مثل نسبت سحر و شراب بدانست. ( تاج العروس ج 7 ). شرابیست منسوب ببابل. ( مهذب الاسماء ). می. || ( اِخ ) اسم موضعی. ( مهذب الاسماء ).
بابلیه. [ ب ِ لی ی َ ] ( ص نسبی ) نسبت آن ببابل مثل نسبت سحر و شراب بدانست. ( تاج العروس ج 7 ). شرابیست منسوب ببابل. ( مهذب الاسماء ). می. || ( اِخ ) اسم موضعی. ( مهذب الاسماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردنکشی که تیغ جهانسوز او به رزم هم عهد بابلیه و همراز با فناست