ایلیون
لغت نامه دهخدا
ایلیون. [ ] ( اِخ ) نام دیگر شهر تروا. رجوع به تروا شود.
ایلیون. [ لی یو ] ( اِخ ) حکمای ایله. رجوع به ایله شود.
جمله سازی با ایلیون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پسر تروس و کالیرهوئه بود. در مسابقات فروگیایی برنده شد و ۵۰ مرد و ۵۰ زن و یک گاو ابلق جایزه گرفت. فرمان یافت هرجا که گاو از رفتن بازماند، شهری بنا کند. گاو روی تپهای نزدیک کوه ایدا فرود آمدد و شهری آنجا بناشد که مردمش همان ۵۰ مرد و ۵۰ زن بودند و ایلیون یا تروا نام گرفت. زئوس نشانهای برای شهر فرستاد که تصویر چوبی آتنه بود. مردم ایلیون اعتقاد داشتند تا آن نشان برجاست شهر آسیبی نمیبیند.