ایستگاه تقسیم
مترادفها
ایستگاه توزیع، مرکز پخش
فرهنگستان زبان و ادب
{junction station} [حمل ونقل ریلی] ایستگاهی که بیش از دو مسیر را به هم پیوند دهد
ویکی واژه
ایستگاهی که بیش از دو مسیر را به هم پیوند دهد.
جمله سازی با ایستگاه تقسیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در یک خط مونتاژ، مونتاژ خودرو بین چندین ایستگاه تقسیم میشود، همه بهطور همزمان کار میکنند. وقتی کار یک ایستگاه با ماشین تمام میشود، آن را به حالت بعدی منتقل میکند. با داشتن سه ایستگاه، میتوان سه اتومبیل را همزمان ساخت که هر کدام در یک مرحله متفاوت از مونتاژ قرار دارند.