ایزدگشسب

لغت نامه دهخدا

ایزدگشسب. [ زَ گ ُ ش َ ] ( اِ مرکب ) خداپرست. ( برهان ). || لغةً مرکب است از ایزد ( فرشته ) + گشن ( نر، فحل ) + اسب، جمعاً یعنی دارنده اسب نر ایزدی. ( حاشیه برهان چ معین ).
ایزدگشسب. [ زَ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) نام یکی از امرای بهرام چوبین. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
به یک دست بربود ایزدگشسب
که بگذاشتی آب دریا به اسب.فردوسی.

فرهنگ عمید

ایزدپرست، خداپرست.

فرهنگ فارسی

نام یکی از امیری بهرام چوبین

فرهنگ اسم ها

اسم: ایزدگشسب (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: izad gošasb) (فارسی: ايزدگشسب) (انگلیسی: izad goshasb)
معنی: خدا پرست، ( اَعلام ) ) یکی از دانشمندان دربار خسرو انوشیروان ) از سرداران بهرام چوبینه در جنگ با خسرو پرویز

جمله سازی با ایزدگشسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازان بند ایزدگشسب دبیر چنان شد که دل خسته گردد به تیر

💡 شیخ اسدالله ایزدگشسب شمس گلپایگانی ملقب به درویش ناصر علی (۱۳۰۳–۱۳۶۶) قمری در اصفهان شاعر، حکیم، عارف و نویسنده ایرانی بود.

💡 نهادند خوان پیش ایزدگشسب گرفتند پس واژ و برسم بدست

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز