لغت نامه دهخدا
اکبریه. [اَ ب َ ری ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند. سکنه آن 119 تن. آب آن از قنات است. محصول عمده آنجا غلات و میوه و عناب. صنایع دستی زنان کرباس بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
اکبریه. [اَ ب َ ری ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه شهرستان بیرجند. سکنه آن 119 تن. آب آن از قنات است. محصول عمده آنجا غلات و میوه و عناب. صنایع دستی زنان کرباس بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
اکبریه یک روستا در ایران است که در دهستان قلعه زری شهرستان خوسف واقع شده است. اکبریه ۱۵ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درختان موجود در این باغ شامل کاج، انار و توت میباشد و گوشههایی از باغ گلهای تاج خروس به چشم میخورد. از جبهه جنوبی این باغ ورودی به روستای اکبریه تعبیه شدهاست.
💡 باغ اکبریه یکی از بناهای تاریخی شهر در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
💡 تأسیس مدرسهٔ دولتی اکبریه در اصفهان در زمان حیات این شاهزاده بودهاست.
💡 حسینیه آقا امیر ابراهیم مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان لاهیجان، محله گابنه، روبروی مسجد اکبریه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۳۸۴۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خانه مادرعلم مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان بیرجند، روستای اکبریه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۳۴۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 به عنوان مثال میتوان به جاذبههای گردشگری تاریخی داخل شهر مانند باغ اکبریه، باغ رحیم آباد، ارگ کلاه فرنگی، قلعه بیرجند، مدرسه شوکتیه و … اشاره کرد.