اژدها سار
مترادفها
اژدهاکش
لغت نامه دهخدا
اژدهاسار. [ اَ دَ ] ( ص مرکب ) اژدهاسر. که سری مانند اژدها دارد:
نگه کرد شاه آن یلی یال و برز
بکف کوه کوب اژدهاسار گرز.اسدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) اژدهاسر دارای سری مانند سر اژدها.
جمله سازی با اژدها سار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شکنجی خم خام، چون مار گشت نه ماری شکنج، اژدها سار گشت
💡 نگه کرد شاه آن یلی بال و برز به کف کوه کوب اژدها سار گرز