لغت نامه دهخدا
اپیفان. [اِ ] ( اِخ ) یکی از آباء مسیحی و طبیب کلیسای یونانی. رجوع به ابی فانه شود.
اپیفان. [ اِ ] ( اِخ ) اسقف پاوی. رجوع به ابی فانه شود.
اپیفان. [ اِ ] ( اِخ ) از حکمرانان سوریه. رجوع به ابی فانه شود.
اپیفان. [اِ ] ( اِخ ) یکی از آباء مسیحی و طبیب کلیسای یونانی. رجوع به ابی فانه شود.
اپیفان. [ اِ ] ( اِخ ) اسقف پاوی. رجوع به ابی فانه شود.
اپیفان. [ اِ ] ( اِخ ) از حکمرانان سوریه. رجوع به ابی فانه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۶۴ پ. م، آنتیوخوس چهارم اپیفان (حک. ۱۷۵ – ۱۶۴ پ. م)، توانست دوباره کنترل سلوکیان را بر پارس و خاراسن برقرار کند. این لشکرکشی توسط ژنرال سلوکی نومنیوس رهبری شد. سرنوشت ساگدودوناکوس پس از آن ناشناخته باقی ماندهاست. پس از او پسرش هیسپائوسین به عنوان فرماندار سلوکی خاراسن خدمت میکرد و بعداً اعلام استقلال کرد و یک پادشاهی در آن سرزمین ایجاد کرد که تا سال ۲۲۲ میلادی وجود داشت، تا این که توسط شاهنشاهی ساسانی نابود شد.