اوکان

لغت نامه دهخدا

( آوکان ) آوکان. ( اِخ ) نام سرداری از سپاه فریدون:
سپهدارشان قارن کاوگان
به پیش سپه اندرون آوکان.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( آوکان ) نام سرداری از سپاه فریدون

جمله سازی با اوکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون امام جمله اصحابش حدیثی پی فکند شد ز لطف طبع گوهربار اوکان لطف

💡 کانچه خواهند گنج او گشتست که فزاینده گنج اوکان باد

💡 اشتغال کل با تقاضای نیروی کار تعیین می‌شود زیرا شرکت‌ها با استخدام یا اخراج کارمندانشان نیروی کار کافی را برای تولید کالاهای مورد نیاز برای تأمین هزینه‌های کل تعیین می‌کنند. در نظریه اقتصادی کینزی، فرض می‌شود که تعادل در کمتر از اشتغال کامل اتفاق بیفتد، فرضی که با توصل به ارتباط تجربی بین اشتغال و بازده معروف به قانون اوکان توجیه می‌شود.

💡 بری چون علم اوکان بخلافبست بخلقان از تفاوت و اختلافست

💡 مست فخر از دل هشیار سراج الملک است طبع او بحر نوال و دل اوکان کرم

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز