لغت نامه دهخدا
اولینان. [ اَوْ وَ ] ( اِ ) ج ِ اولین: خدای تعالی او را خبر داد از خبر اولینان و آخرینان. ( ابوالفتوح ج 3 ص 319 ). او را بر مقام تمنا کنند اولینان و آخرینان. ( تفسیر ابوالفتوح ج 3 ص 379 ).
اولینان. [ اَوْ وَ ] ( اِ ) ج ِ اولین: خدای تعالی او را خبر داد از خبر اولینان و آخرینان. ( ابوالفتوح ج 3 ص 319 ). او را بر مقام تمنا کنند اولینان و آخرینان. ( تفسیر ابوالفتوح ج 3 ص 379 ).
جمع اولین خدای تعالی او را خبر داد از خبر اولینان و آخرینان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا به حال اولینان بنگرید یا سوی آخر بحزمی در پرید