اهیم

لغت نامه دهخدا

اهیم. [اَ هَْ ی َ ] ( ع اِ ) شب بی ستارگان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شب بی ستاره. ( ناظم الاطباء ). || هوشاز زده. ( خلاصه، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
اهیم. [ اَ هَْ ی َ ] ( ع ص )اشتر تشنک زده. ج، هیم. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ).

جمله سازی با اهیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بت شکن دادگر عهد بر اهیم خلیل که بایوان همه بحر است و بمیدان آذر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران