لغت نامه دهخدا
انمحاق. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) کاهیده شدن. ( آنندراج ). نیست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || دیده نشدن هلال در آخر ماه. ( از اقرب الموارد ).
انمحاق. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) کاهیده شدن. ( آنندراج ). نیست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || دیده نشدن هلال در آخر ماه. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شنو باز از سرائر بی ز آثار بحق است انمحاق مرد سیار