کلمهی «انقاذ» در فارسی و عربی به معنای نجات دادن، رهایی بخشیدن یا بیرون آوردن کسی از خطر است. این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از فعل «نقذ» گرفته شده که مفهوم نجات بخشیدن و حفاظت کردن را منتقل میکند. در متون دینی و اخلاقی، «انقاذ» بیشتر برای نجات جان انسانها یا رهایی از خطرات روحی و مادی به کار میرود. به عنوان مثال، نجات یک فرد از غرق شدن یا رهایی گروهی از مشکلات اجتماعی، مصداق عملی این کلمه است. واژهی «انقاذ» علاوه بر کاربردهای واقعی و فیزیکی، در متون ادبی و فلسفی برای نجات معنوی یا اخلاقی نیز استفاده میشود؛ مانند رهایی انسان از گناهان یا سختیهای زندگی. از نظر دستوری، این کلمه یک اسم مصدر است و معمولاً با افعال یا اسامی دیگر ترکیب میشود تا عمل نجات دادن یا فرایند رهایی بخشیدن را مشخص کند. این واژه در متون رسمی، حقوقی و مذهبی نیز کاربرد دارد و بیانگر اقدام جدی، مسئولانه و انسانی برای محافظت و نجات است. در متون خبری و اجتماعی، «انقاذ» نشاندهندهی اقدامات اضطراری یا برنامهریزیشده برای حفظ جان و امنیت افراد است و بار معنایی مثبت و ارزشمند دارد.
انقاذ
لغت نامه دهخدا
انقاذ. [ اِ ] ( ع مص ) یک سو گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || رهانیدن کسی را از کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رهانیدن کسی را از شر و جز آن. ( ناظم الاطباء ). رهانیدن و نجات دادن. ( از اقرب الموارد ). رهانیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ). تنقذ. استنقاذ. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) رهانیدن، نجات یافتن.
فرهنگ عمید
۱. رهانیدن، نجات دادن.
۲. جدا کردن.
فرهنگ فارسی
رهانیدن، نجات دادن، یکسوکردن
۱ - ( مصدر ) رهانیدن نجات دادن. ۲ - ( اسم ) رهایش.
ویکی واژه
رهانیدن، نجات یافتن.
جمله سازی با انقاذ
💡 كلمه صريخ به معناى آن كسى است كه ناله آدمى را بشنود و استغاثه او را جواب گويدو به فرياد او برسد. و كلمه انقاذ به معناى نجات دادن از غرق است.
💡 سعدى در گلستان نقل مى كند كه جوانى مدت ها بهدنبال خانقاه (108) بود، عاقبت پس از مدتى به مدرسه آمد و تاتحصيل علم كند، علت را پرسيدند.گفت: عابد فقط گليم خويش را از آب مى كشد، عالم انقاذ (109) غريق مىكند.