انشراق

لغت نامه دهخدا

انشراق. [ اِ ش ِ ] ( ع مص ) کفته شدن و شکافته شدن کمان و جز آن. شکافته شدن کمان و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). شکافته شدن کمان. ( از اقرب الموارد ).
انشراق. [ اِ ش ِ ] ( اِخ ) کوهی است در ارمنستان و اکنون هم به همین نام خوانده می شود. ( فرهنگ فارسی معین، اعلام ):
در آن محراب کو رکن عراق است
کمربند ستون انشراق است.نظامی.

جمله سازی با انشراق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زد بجان عشق آتشم زانسان که شد در عنصرم حظ سودایی فزون و انشراق ماعدا

💡 در آن محراب کو رکن عراق است کمربند ستون انشراق است

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز