اندیشگی
مترادفها
تفکر، اندیشه
متضادها
بیفکری، بیخیالی
لغت نامه دهخدا
اندیشگی. [ اَ ش َ / ش ِ ] ( حامص ) تغافل. ( تاریخ بیهقی ).
فرهنگ فارسی
تغافل
جمله سازی با اندیشگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلم را عاقبت اندیشگی ده نهادم را شریعت پیشگی ده
💡 مرا پیشه گناه اندیشگی نیست در اندیشه خیانت پیشگی نیست
💡 به کار خویش بی اندیشگی کرد درین پرده خیانت پیشگی کرد