اندک مردم

لغت نامه دهخدا

اندک مردم. [ اَ دَ م َ دُ ] ( اِ مرکب ) مردم پست. ( یادداشت مؤلف ): ایشان [ لوریان ] را ساز و چهارپا داد [ بهرام گور ] تا رایگان پیش اندک مردم رامش کنند. ( مجمل التواریخ والقصص ). || ( ص مرکب ) کم جمعیت. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مردم پست. یا جمعیت

جمله سازی با اندک مردم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لطف و ظرافت و زیبایی پسیخه مافوق انسانی به نظر می‌رسید و مردم، از راه‌های دور و نزدیک برای دیدن زیبایی او و تحسین و ستایشش می‌آمدند. اندک اندک مردم شروع به پرستش پسیخه کردند، انگار که او یک آفرودیت جدید باشد.