واژه «اندرگذاشتن» در زبان فارسی کهن یک فعل مرکب است که در متون قدیمی به کار میرفته و بسته به زمینه جمله، دو معنای اصلی از آن برداشت میشود. در معنای نخست، این واژه به مفهوم صرفنظر کردن، چشمپوشی کردن یا گذشتن از چیزی به کار میرود و نشان میدهد که فرد از یک موضوع، خطا یا حق خود عبور میکند و آن را نادیده میگیرد. در این کاربرد، «اندرگذاشتن» بیشتر بار اخلاقی و رفتاری دارد و در متون ادبی مانند شاهنامه برای بیان گذشت، بزرگواری یا ترک مجادله استفاده شده است. در معنای دوم، این واژه به معنای داخل کردن، راه دادن یا اجازه ورود دادن به کسی یا چیزی آمده است و در متون تاریخی برای توصیف ورود افراد به مکانها یا حضور در موقعیتهای خاص به کار رفته است. این کاربرد نشاندهنده یک فعل عملی و فیزیکی است که به ورود یا پذیرش افراد اشاره دارد. در برخی منابع تاریخی، تفاوت میان این دو معنا کاملاً وابسته به بافت جمله است و بدون توجه به سیاق متن نمیتوان معنای دقیق را مشخص کرد. به طور کلی، این واژه نشاندهنده دو مفهوم متفاوت «گذشت و صرفنظر» از یک سو و «اجازه ورود دادن» از سوی دیگر است. کاربرد آن امروزه در زبان فارسی رایج نیست و بیشتر در متون کهن دیده میشود. در مجموع، «اندرگذاشتن» به معنای چشمپوشی کردن از چیزی یا وارد کردن و اجازه ورود دادن به کسی یا چیزی بر اساس بافت جمله است.
اندر گذاشتن
لغت نامه دهخدا
اندرگذاشتن. [ اَ دَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) صرف نظر کردن. درگذشتن:
سه دیگر که یک دل پر از مهر داشت
ببایست ازو هر بد اندرگذاشت.فردوسی.|| داخل کردن. راه دادن: محمدبن ابی تمیم را بخلیفتی بست فرستاد. مردمان او را اندرنگذاشتند و پیدا کردند شعار امیر با جعفر و خطبه بر او کردند. ( تاریخ سیستان ). در سخت کردند و آن دیگر را اندر نگذاشتند. ( تاریخ سیستان ).
فرهنگ فارسی
صرف نظر کردن. در گذشتن
جمله سازی با اندر گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فضیل گوید فتوّت اندر گذاشتن عَثَرات بود از برادران.