انباشت
مترادفها
تجمع، انباشتن، گردآوری، ذخیره
متضادها
پراکندگی، تخلیه، کاهش، توزیع
لغت نامه دهخدا
انباشت. [ اَم ْ ] ( مص مرخم ) انباشتن. || ( اِ ) پری و امتلاء. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
انباشتن. پری و امتلائ
فرهنگستان زبان و ادب
{accumulation} [اقتصاد] فزونی یا رشد سرمایه به ویژه براثر افزودن مداوم یا مکرر متـ. انباشت سرمایه accumulation of capital
{accumulation} [علوم جَوّ] در یخسار شناسی، مقدار برف یا دیگر شکل های آب جامد که به یخسار یا میدان برف افزوده میشود
دانشنامه آزاد فارسی
اَنباشت (accumulation)
در علوم زمین، افزایش برف و یخِ یخچال های طبیعی۱. این فرآیند عکس یخکاست (فرساب)۲ است. حجم برف در هنگام بارش و بهمن افزایش می یابد، به تدریج فشرده می شود، و یخ می زند. هرچند انباشت در همۀ نقاطِ یخچالی صورت می گیرد، در ارتفاعات بالاتر که یخچال از آن جا شروع می شود و دمای پایین تری هم دارد، نظرگیرتر است.
glacierablation
جمله سازی با انباشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بباید دره را انباشت با سدی گران کز بن تواند میبرآید آب تا گردد بیابانی
💡 سوئیچ انباشتپذیر، سوئیچی است که بهطور کامل عملکرد مستقلی دارد؛ اما میتواند برای کار همراه با یک یا چند سوئیچ شبکه دیگر نیز راهاندازی شود.
💡 هنگامی که اتمها از فاز مایع یا گار بر روی زیرلایهای انباشت میشوند، نخست دو یا چند اتم در کنار هم قرار میگیرند و با هم پیوند میدهند. در این هنگام میتوان تصور کرد که اتمها به صورت جزیرههایی جدا از هم روی زیرلایه قرار دارند و بتدریج با پیوستن اتمهای نو به این جزیرهها، آنها بزرگتر میشوند تا جایی که در آخر به هم دیگر میرسند.
💡 تنی آن دره را انباشت نتوانست از شاهان کسی نارست آن که را شکست از انسی و جانی
💡 این دهانه همچنین محل انباشت میلیونها مترمکعب گل و لای میباشد که توسط رودها حمل میشود.
💡 با گسترش دانشگاهها، چنین معنی برای آن آمدهاست که محیطی برای انباشت دانش فرهنگی، توسعه و انتقال در سراسر نسلها است. در قرن ۱۷، محققان بریتانیایی و فرانسوی با استفاده از این اصطلاح، انواع مؤسسات آموزش عالی را توصیف کردند.