برف در زبان فارسی به معنای کریستالهای یخ است که در هوای سرد و بهویژه در فصل زمستان از ابرها سقوط میکنند. این پدیده طبیعی هنگامی تشکیل میشود که دما در سطح زمین یا در ارتفاعات به حدی پایین باشد که بخار آب موجود در هوا به صورت بلورهای یخ متبلور شده و سپس به زمین بیفتد.
این پدیده ویژگیهای خاصی دارد:
سفیدی و زیبایی: برف به دلیل رنگ سفید خود، منظرههای زیبا و دلنشینی را در طبیعت ایجاد میکند و به عنوان نماد زمستان و زیباییهای آن شناخته میشود.
تأثیرات اقلیمی: این پدیده میتواند بر روی دما، رطوبت و دیگر عوامل جوی تأثیر بگذارد و همچنین بر روی محیط زیست و اکوسیستمها نقش مهمی ایفا کند.
آب و منابع آبی: برف در بسیاری از مناطق به عنوان منبع آب مهمی در فصلهای گرمتر عمل میکند، زیرا با ذوب شدن، آب را به رودخانهها و منابع آبی دیگر منتقل میکند.
برف. [ ب َ ] ( اِ ) یکی از ریزشهای آسمانی و نیز نام پوششی که از آن بر زمین تشکیل می گرددو اگرچه در عرف این کلمه هم به آنچه می بارد و هم برآنچه بر زمین نشسته است اطلاق می گردد اما ساختمان برف در این دو حالت متفاوت است. برفی که می بارد مرکب از یخ متبلور یا نیمه متبلور است ولی این بلورها پس ازنشستن بر زمین ساختمان ظریف خود را از دست می دهند وبه شکل دانه های نسبتاً مدوری درمی آیند و بدین جهت برف نشسته معمولاً عبارت از توده ای از دانه های ریز یخ می باشد. بلورهای برف در واقع بلورهای یخ می باشند که در دمائی پائین تر از نقطه انجماد آب بسبب تراکم بخار آب بر ذرات ریز موجود در جوّ تشکیل می گردند. این تراکم بصورت انجماد مستقیم بخار آب است یعنی بخار آب بی آنکه مایع شود منجمد می گردد، نیز اینچنین است مه های یخ که در اقلیمهای شمالگانی دیده می شود و نیز ابرهای نوع سیروس در ارتفاعات زیاد مرکب از این بلورها هستند. اندازه های آنها 1/4 میلیمتر میباشد و صورت شش پهلو دارند که بطور کلی مشخِّص بلورهای یخ می باشند. وقتی که این ذرات خرد در هوای مرطوب معلق بمانند در نتیجه تراکمهای متوالی بخار آب بر آن ها بلورهای برف تشکیل می گردد. بلورهای برف معمولاً مانند شیشه شفافند و قطر آنها از حدود 12 تا 1/2 میلیمتر تغییر میکند، با وجود کوچکی ابعاد اگر در هوای سرد بر پارچه سیاهی قرار گیرند شکل و ساختمان آنها را می توان با چشم غیرمسلح مشاهده کرد. بلورهای برف زیباترین بلورهای قابل مشاهده در طبیعت هستند و از حیث تنوع در شکل بیشمار ولی جملگی شش پهلو هستند. ( دایرة المعارف فارسی ).
آب منجمد که بصورت بلورهایی بشکل منشور مسدس القاعده متبلور می گردد و در فصل سرما از ابرها بر زمین می بارد و رنگ آن سفید است. یخ ریزه که زمستان از هوا بارد. یخ و آن به زمین سردسیر از ابر می بارد. ( شرفنامه منیری ). جمد. فرق میان برف و یخ آنست که برف چون عبیر سفید و مثل غبار می بارد ویخ چون موم گداخته قطره قطره می چکد و انجماد می پذیردو مثل سنگ سپید می گردد. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). جلید. ثلج. هلهل. خشف و خشیف. ( از منتهی الارب ).بخاری که از زمین متصاعد شده و بشکل ابر در هوا متراکم گشته و در زمستان در هوا بسته میشود و شبیه ریزه های پنبه بر زمین فرودمی آید. ( قاموس کتاب مقدس ). برف با لفظ باریدن و ریختن و گداختن و ماندن و دمیدن مستعمل است. ( آنندراج ):
(بَ ) [ په. ] ( اِ. ) آب منجمد که به صورت بلورهایی به شکل منشور مسدس - القاعده متبلور می گردد و در فصل سرما از ابرها به زمین می بارد.
قطره های منجمد شدۀ سفید، بلوری شکل، و نرمی که از آسمان فرو می ریزد، فنجا.
( اسم ) آب منجمد که بصورت بلورهایی بشکل منشور مسدس القاعده متبلور میگردد و در فصل سرما از ابرها بزمین میبارد. رنگ آن سفید است.
برف (snow)
بارش به صورت پولک های نرم، سفید و بلورین. برف براثر میعان بخار آب اضافی موجود درهوا، در دمایی پایین تر از نقطۀ انجماد آب تشکیل می شود. نوری که در بلورهای شش گوش برف باز می تابد، سبب می شود برف سفید به نظر برسد.
💡 کوه عوالان نشور با ارتفاع ۲۹۷۰ متر چشمههای پرآبی دارد. ارتفاعات تهته در منطقهٔ هورامان در غرب استان نیز یکی از مرتفعترین گردنههای استان کردستان و راه مواصلاتی به استان کرمانشاه است که هر سال نزدیک به ۱۵۰ روز به علت برف و ارتفاع زیاد مسدود میشود. ارتفاعات غرب استان به عنوان خط مرزی دو کشور ایران و کشور عراق در نظر گرفته شده است.
💡 قلههای بلند و پر برف، درههای ژرف و طولانی، رودهای دائمی، پوشش گیاهی و جانوری بسیار متنوع، روستاهای کوهپایهای از جمله ویژگیهای اشترانکوه میباشد که به سبب بلندی در شعاع ۱۰۰ کیلومتری به خوبی پیدا است. گفته میشود نام آن به سبب وجود قلههای ۸ گانه که برخی از آنها بلندتر از ۴۰۰۰ متر میباشد و مانند کاروانی از شتر به ردیف قرار گرفته، به شترکوه یا اشترانکوه معروف گشتهاست.