انبار شدن
مترادفها
ذخیره شدن، انباشته شدن
متضادها
پخش شدن، توزیع شدن، تخلیه شدن
لغت نامه دهخدا
انبار شدن. [ اَم ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جمع شدن. توده گشتن. روی هم انباشته شدن: مهمات را نبایدگذاشت که انبار شود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 487 ).
فرهنگ فارسی
جمع شدن. توده گشتن. روی هم انباشته شدن.
جمله سازی با انبار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زبالههای تولید شده بر اثر همجوشی هستهای با انبار شدن پس از صد سال دوباره قابل استفاده هستند، در مقابل زبالههای تولیدی از شکافت هستهای تا ۱۰۰۰۰ سال میتوانند آثار رادیواکتیوی داشته باشند.
💡 انبار شدن بیش از حد محصولات کشاورزی در انبارهای بدون تهویه مناسب میتواند باعث فساد سریع آنها و ضرر مالی سنگین برای تولیدکنندگان و توزیعکنندگان شود.
💡 از نظر مدیریت زنجیره تأمین، انبار شدن کالاها در انبارهای مرکزی باید به گونهای برنامهریزی شود که هزینههای نگهداری و جلوگیری از انقضای محصولات به حداقل برسد.
💡 انبار شدن دادههای عظیم در سرورهای ابری نیازمند رعایت استانداردهای امنیتی بسیار بالا است تا از دست رفتن یا نشت اطلاعات حساس کاربران جلوگیری به عمل آید.