امیدا

لغت نامه دهخدا

امیدا.[ اَ ] ( اِخ ) دیار بکر. ( از یسنا ج 1 ص 63 ). و رجوع به آمِد و دیار بکر شود.

جمله سازی با امیدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نظر برخی مورخان از جمله آرتور کریستنسن (۱۹۲۵، ص۷)، بعدها قباد یکم پادشاه ساسانی در یورش به امیدا در شمال بین‌النهرین (منطقه کُردنشین دیاربکر در کشور ترکیه کنونی)، هشتاد هزار تن از اهالی آن را به اسارت گرفته و به ارگان آورده، و این منطقه به مرکز تولید پارچه کتان که مردم امیدا در ساخت آن ماهر بودند، مبدل شده‌است. منابع تاریخی از نام‌های دیگری چون رامقباد، بِرامقباد، اَبَرقباد و به از آمِدِ کَواد برای ارجان استفاده کرده‌اند، که بخش دوم مشترک در همهٔ آن‌ها به نام پادشاه قباد یکم ساسانی اشاره دارد.

💡 هم بتست امیدا گر هرگز خلاصی ممکنست جان ما را آنچه از دیوان اختر می‌کشد

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز