لغت نامه دهخدا
امیدبخش. [ اُ ب َ ] ( نف مرکب ) امیدبخشنده. کسی یا چیزی که امیدوار می کند. امیدوارکننده. || کنایه از حق سبحانه و تعالی. ( آنندراج ). خداوند عالم جل شأنه. ( ناظم الاطباء ).
امیدبخش. [ اُ ب َ ] ( نف مرکب ) امیدبخشنده. کسی یا چیزی که امیدوار می کند. امیدوارکننده. || کنایه از حق سبحانه و تعالی. ( آنندراج ). خداوند عالم جل شأنه. ( ناظم الاطباء ).
امید بخشنده. امیدوار کننده
اسم: امید بخش (پسر) (فارسی) (تلفظ: o.-bakhš) (فارسی: اميدبخش) (انگلیسی: omid-bakhsh)
معنی: امیدوار کننده، امید بخشنده، کسی یا چیزی که امیدواری کند، کنایه از حق سبحانه و تعالی
💡 اگر اینست جذب همت امید بخش او به زور دست جود از کوه بیرون میکشد کان را
💡 لطف کن از رحمت امید بخش تا رسد از نعمت جاوید بخش
💡 که ای امید بخش دوستداران فروغ محفل شب زندهداران
💡 درستی زراعت یکی از کاربردهای امید بخش شبکههای حسگر است که میتوان محصول با کیفیت از را بهینه ایجاد کرد. زمین زراعی را
💡 مطالعه و بررسی مجموعه مجادلاتی که در مسیر محدود سازی آزبست صورت گرفت، و چند دهه به طول انجامید و مقایسهٔ آن با تغییرات اقلیمی و توجه به تفاوت در مرتبهٔ بزرگی تاثیرات اقتصادی ایندو میتواند راهگشاو امید بخش باشد.