اموزی
لغت نامه دهخدا
( آموزی ) آموزی. ( ص، اِ ) نام یکی از چهار طبقه مردم که جمشید نهاد. و آموزیان عباد یا رؤسای دین بودند. واین کلمه مصحّف آتوربان و آتوریان است:
گروهی که آموزیان خوانیَش
برسم پرستندگان دانیَش.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( آموزی ) یکی از چهار طبقه مردم که جمشید نهاد
جمله سازی با اموزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دلیل گسترهٔ زبان عربی در اسپانیایی به رونق این زبان در اندلس و برخی دیگر از شهرستانهای اسپانیا در طی ۷۸۱ سال بر میگردد که با فتح اندلس در سال ۹۲هـ برابر با ۷۱۱م آغاز شد و تا بعد از سقوط این شهر در ۸۹۷هـ برابر با ۱۴۹۲ ادامه یافت. مسلمانان در شبهجزیرهٔ ایبری تمدن جدیدی را به وجود اوردند که مایهٔ رونق علم و فن بود؛ و در عرصههای کشاورزی صنعت و معماری روشهای جدیدی استفاده کردند به شکلی که دانشجویانی را از همه جای اروپا برای علم اموزی به سوی خود جذب میکرد.
💡 کارآموزان در دورههای اموزی باید تلاش کنند تا با مشاهده دقیق عملکرد متخصصان، مهارتهای عملی را در محیط واقعی کار به خوبی فرا بگیرند.
💡 این شرکت برای جذب استعدادهای جوان، برنامههای اموزی گستردهای را در بخشهای مختلف فنی و مهندسی برای فارغالتحصیلان دانشگاه برگزار میکند.
💡 تجربه عملی در محیطهای اموزی بسیار ارزشمندتر از تئوریهای محض است، زیرا به فرد کمک میکند تا با چالشهای واقعی صنعت آشنا شود.