لغت نامه دهخدا
امتداد یافتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) طول کشیدن. دراز شدن.
امتداد یافتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) طول کشیدن. دراز شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شکل اولیه ایستگاه، سالنهایی در مرکز محوری ایستگاه قرار داشت که علاوه بر کاربری اداری، باعث کاهش افق دید در جانب دیگر ایستگاه و حس عمق بیشتر و احساس عظمتی از امتداد یافتن سقف ایستگاه تا پس از افق دید می شد. این مجموعه فضا و همچنین "ایوان بدرقه" (بالکن ایوان شرقی) ایستگاه، به تدریج به واسطه افزایش مسافر و ازدحام سفرها، برچیده و به فضای سالنی اضافه شدند. (حذف ایوان بدرقه (فضای تونلی و غیر سالنی زیر تاق)، به ماهیت معماری "ایوان اشکانی" بنا و درک آن، آسیب زد).
💡 اگر طرف مؤنث آلت را به مدت چند ثانیه فشار دهد از نعوظ ان کمی کاسته میشود و موقتأ تحریک برای انزال از بین میرود. این کار را میتوان چندین بار انجام داد که موجب امتداد یافتن و طولانی شدن فاز هیجانی شده و طرف مذکر را به انزال طبیعی یا دیررس عادت میدهد.