لغت نامه دهخدا
امتداد دادن. [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب )کشیدن. کشانیدن. ممتد کردن. استمرار دادن. اطاله.
امتداد دادن. [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب )کشیدن. کشانیدن. ممتد کردن. استمرار دادن. اطاله.
کشیدن. کشانیدن. ممتد کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شمایلنگاریهای اسلامی، علی معمولاً در حالی تصویر میشده است که ذوالفقار را به همراه دارد. بعضاً ذوالفقار را در دستان قنبر (نوکر علی) و در حالی که آن را برای اربابش حمل میکرده است تصویر کردهاند. در شمایلنگاریهای ترکی، امتداد دادن حرف «ی» در کلمهٔ «علی» و درآوردن آن به شکل شمشیر دوزبانه متداول است؛ این شیوه نزد قبایل عرب جنوب غربی ایران در عصر قاجار نیز رایج بوده و روی پرچمهای آنها نمود داشته است. ذوالفقار در نقاشیهای مینیاتوری قرن هفدهمی امپراتوری گورکانی نیز حضور پررنگی دارد. صوفیان نیز عبارت «لا» را با چند وسیله منجمله ذوالفقار مقایسه میکردهاند.