الکنی

لغت نامه دهخدا

الکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص ) ( از: الکن عربی + یاء مصدری فارسی ). کندزبانی. الکن بودن. لکنت. رجوع به الکن شود:
عالی عبارت خوش عذب فصیح تو
از الکن الکنی برد از ابکم ابکمی.

فرهنگ فارسی

الکن بودن لکنت داشتن کند زبانی.
کند زبانی الکن بودن

جمله سازی با الکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این منظومه درسال۱۲۶۰ سروده شده است و به همراه رساله‌ای دیگر به نام فی النسب و الالقاب و الکنی به نثر چاپ شده است. او تفسیر بزرگی نیز داشته است.

💡 مانند الکنی است ولیکن سخنوران عاجز شوند از او چو زبان آوری کند

💡 فبح باسم من تهوی و دعنی من الکنی فلا خیر فی اللذات من بعد ما ستر

💡 باز بعضی عالم منطق شدند از مقام الکنی ناطق شدند

💡 عالی عبارت خوش عذب فصیح تو از الکن الکنی برد از ابکم ابکمی

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز