لغت نامه دهخدا
الماس چهر. [ اَ چ ِ ] ( ص مرکب ) آنچه چهره او مانند الماس درخشان باشد:
بزخم سر تیغ الماس چهر
همی خون فشاندند بر ماه و مهر.اسدی ( گرشاسب نامه ).
الماس چهر. [ اَ چ ِ ] ( ص مرکب ) آنچه چهره او مانند الماس درخشان باشد:
بزخم سر تیغ الماس چهر
همی خون فشاندند بر ماه و مهر.اسدی ( گرشاسب نامه ).
آنچه چهره او مانند الماس درخشان باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زخم سر تیغ الماس چهر همی خون فشاندند بر ماه و مهر