الف کش

لغت نامه دهخدا

الف کش. [ اَ ل ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب )سودای بلاشرط که برنگردد مانند خطکش که مصطلح دلالان نخاس است. ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ). معامله فسخ نشدنی در اصطلاح برده فروشان و چارپافروشان:
دو جهان حسرت بالات الف کش دارد
سرو را با تو بیک فاخته دعوی نرسد.کلیم ( از بهار عجم و آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سودای بلا شرط که بر نگردد مانند خط کش که مصطلح دلالان نخاس است.

جمله سازی با الف کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو جهان حسرت بالات الف کش دارد سرو را با تو بیک فاخته دعوا نرسد

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز