واژه «الخاء» در منابع لغوی عربی کهن، بهویژه در متونی مانند تاجالمصادر بیهقی و منتهیالارب، دارای دو معنای اصلی و متفاوت است که هر دو به حوزه افعال کنشی مربوط میشوند. معنای نخست این واژه بخشیدن، عطا کردن و در اختیار دیگری قرار دادن مال یا دارایی است، به گونهای که شخص چیزی از اموال خود را به دیگری میبخشد. این کاربرد، جنبه اخلاقی و اجتماعی داشته و نشاندهنده سخاوت یا اعطای مال است. معنای دوم «الخاء» در متون پزشکی و کاربردی قدیم، به معنای ریختن یا وارد کردن دارو در بینی یا گلو آمده است. در این مفهوم، واژه به عملی درمانی اشاره دارد که در آن دارو به صورت مستقیم در مجاری تنفسی یا بینی وارد میشود. این کاربرد نشاندهنده شیوههای درمانی سنتی در طب قدیم است که از روشهای موضعی برای درمان بیماریها استفاده میکردند. بنابراین، «الخاء» بسته به سیاق متن میتواند هم معنای بخشش و عطا داشته باشد و هم به معنای کاربرد دارو در بینی یا گلو به کار رود. از نظر زبانی، این واژه در دسته افعال عربی قرار میگیرد و دارای کاربردهای متنوع معنایی در متون کلاسیک است.
الخاء
لغت نامه دهخدا
الخاء. [ اِ ] ( ع مص ) عطا دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). مال خود بخشیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || دارو به بینی واکردن. ( تاج المصادر بیهقی ). دارو در بینی افکندن. ( مصادر زوزنی ). دارو در بینی یا در گلوی کسی ریختن. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با الخاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ثمّ جمعهم اللَّه سبحانه و تعالی فی دخول الجنّة فقال: جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها یعنی الاصناف الثلاثة. قرأ ابو عمرو: «یدخلونها» بضمّ الیاء و فتح الخاء و قرأ الآخرون: «یدخلونها» بفتح الیاء و ضمّ الخاء.
💡 وَ یَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ بفتح با و خا قراءت حمزه و کسایی است، و همچنین در سورة الحدید. باقی بالبخل خوانند بضمّ با و سکون خا در هر دو سورة، و هما لغتان. و درین لغتی دیگر حکایت کردهاند: و هی البخل بسکون الخاء و فتح الباء، قال سیبویه: و لم یقرأ بهذه اللّغة.