الح

لغت نامه دهخدا

الح. [ ] ( اِخ ) شهرکی است ( بناحیت پارس ) به براکوه نهاده، کم مردم و با کشت و برز بسیار. ( از حدود العالم ).
الح. [ اَ حِن ْ ] ( ع اِ ) الحی ٔ. ج ِ لَحْی ْ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به لحی شود.

فرهنگ فارسی

شهرکی است. ببراکوه نهاده

جمله سازی با الح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اذا الح عزة و سود مجد اصوغ کلاهما بید الایادی

💡 می‌ریخت به پیمانه و نوشید و دگربار پرگرد و به م‌ا داد و هم الح‌ق چه بج‌اکرد

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز