لغت نامه دهخدا
الاک. [ اِل ْ لا ] ( حرف ربط مرکب ) مخفف الاکه. مرکب از الا، ادات استثنا + که، حرف ربط. مگر که. جز اینکه:
پای طلب از روش فروماند
می بینم و حیله نیست الاک
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم.سعدی.رجوع به الا شود.
الاک. [ اِل ْ لا ] ( حرف ربط مرکب ) مخفف الاکه. مرکب از الا، ادات استثنا + که، حرف ربط. مگر که. جز اینکه:
پای طلب از روش فروماند
می بینم و حیله نیست الاک
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم.سعدی.رجوع به الا شود.
آلاک (داغستان). آلاک ( به لاتین: Alak ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در داغستان واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از هیبت این صاعقه یک ذره نماند از خشک و تر وجود، الاک بسوخت
💡 بر تن همچون تویی نزیبد الاک خلعت میمون پادشاه مظفر
💡 نماند در همه عالم ره بدی الاک هماره بود در آن راه بد مسیر مرا
💡 شاه جهان را دعا نگفتم الاک روح الامین گفت: صد هزاران آمین
💡 خوش لبان دارد زمانه لیک نیست کس بدندان اثیر الاک تو