لغت نامه دهخدا
اقسنقری. [ اَ س َ ق ُ ] ( ص نسبی ) آقسنقری:
نسل اقسنقری مؤید از او
اب و جد با کمال ابجد از او.نظامی.رجوع به آقسنقری شود.
اقسنقری. [ اَ س َ ق ُ ] ( ص نسبی ) آقسنقری:
نسل اقسنقری مؤید از او
اب و جد با کمال ابجد از او.نظامی.رجوع به آقسنقری شود.
💡 نسل اقسنقری مؤید ازو اب وجد با کمال ابجد ازو