افکان
لغت نامه دهخدا
افکان. [ ] ( اِخ ) نام شهری است. ( منتهی الارب ). نام قصبه ایست در مغرب اقصی. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
افکان. [ اِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد. کوهستانی. گرمسیر. سکنه آن 80 تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
ده از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد.
جمله سازی با افکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شهرستان بجستان از دیرباز هنرهای سنتی و مشاغل سنتی جایگاه ویژهای در تأمین معیشت مردم این سرزمین داشتهاند. هنوز در گوشه و کنار شهر و روستاهای این منطقه میتوان بخشی از این مشاغل بومی را مشاهده کرد. از این مشاغل میتوان به گیوهبافی در روستاهای جزین، بقچیر و افکان، آهنگ، گلیمبافی در یونسی، فخرآباد، نیان، ابراهیمآباد و قالیبافی، پارچهبافی، نمدمالی، حولهبافی و سبدبافی در سایر مناطق اشاره کرد. در گذشته قالیچههای آن با نقش بلوچی بهدلیل کیفیت به خارج صادر میشد.