لغت نامه دهخدا
سریده. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد. دارای 304 تن سکنه و آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، ارزن، زیره و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
سریده. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد. دارای 304 تن سکنه و آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، ارزن، زیره و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ده از دهستان میان تکاب بخش بجستان شهرستان گناباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجستان از یک سو به کویر و از سوی دیگر به کوههای مرتفع سیاهکوه منتهی میشود. وجود مناطق ییلاقی همچون تنکه نسترن، بوستان طبیعی نوبهار، دره آهنگ، باغ سلیمه مزار، سد سریده (سد شهید احمدنژاد) به لحاظ رویش لالههای درشت و شقایقهای بهاری و بیدمشک و دو منطقهٔ حفاظت شدهٔ هلالی و افتخار با گونههای کمنظیر حیات وحش و کویر بجستان از دیگر جاذبههای گردشگری بجستان است.