لغت نامه دهخدا
افعی دم. [ اَ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه دم او چون افعی مسموم کننده باشد:
به افعی دمان نامه ای می نویسم
منقش بمهر زمرد نگینه.محمداسحاق شوکت ( از آنندراج ).
افعی دم. [ اَ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه دم او چون افعی مسموم کننده باشد:
به افعی دمان نامه ای می نویسم
منقش بمهر زمرد نگینه.محمداسحاق شوکت ( از آنندراج ).
آنکه دم او چون افعی مسموم کننده باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنوک نیزه تنین مثال افعی دم شمرده مهره ی پشت عدو هزاران بار