لغت نامه دهخدا
افراط کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از حد درگذشتن. زیاده روی کردن در کاری. اسراف. شورش را درآوردن در افراط و رجوع به افراط شود.
افراط کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از حد درگذشتن. زیاده روی کردن در کاری. اسراف. شورش را درآوردن در افراط و رجوع به افراط شود.
از حد در گذشتن زیاده روی کردن در کاری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به افراط کردن خروج و دخول نشاید که شاه از تو گردد ملول