لغت نامه دهخدا
( آفتی ) آفتی. [ ف َ ] ( اِخ ) تخلص شاعری از مردم تون ( فردوس ).
( آفتی ) آفتی. [ ف َ ] ( اِخ ) تخلص شاعری از مردم تون ( فردوس ).
( آفتی ) تخلص شاعری از مردم تون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به که افتی چو گل از خنده به پشت غافل از سرزنش خار درشت
💡 گر تو بی رهبر فرودائی براه گر همه شیری فرود افتی بچاه
💡 برسوائی در افتی آخر کار مر این گفته که من گفتم نگهدار
💡 گوئیش رو که افتی از سر بام پس رود تا فتد ازآن سر بام
💡 بدان ره گر نخواهی رفت هشیار فرو افتی بدوزخ سر نگونسار