افتاب گاه

لغت نامه دهخدا

( آفتاب گاه ) آفتاب گاه.( اِ مرکب ) برآفتاب. مشرقه. ( زمخشری ). آفتاب رو. مشراق. بتو. آنجای خانه که بیشتر روز آفتاب بدان تابد.

فرهنگ فارسی

( آفتاب گاه ) بر آفتاب مشرقه

جمله سازی با افتاب گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گاه شادی پیش رویش تیره باشد افتاب گاه مردی پیش تیغش خیره گردد اژدها

💡 در زمان‌های باستان، مردم برای تعیین زمان دقیق روز و ساعت از ابزار افتاب گاه که در میدان شهر قرار داشت استفاده می‌کردند.

💡 ساخت یک افتاب گاه دقیق در حیاط خانه می‌تواند روشی بسیار جذاب و علمی برای آموزش مفهوم زمان به کودکان و دانش‌آموزان باشد.

💡 با مطالعه نحوه کارکرد افتاب گاه، می‌توان فهمید که اجداد ما چگونه از حرکت سایه‌ها برای تشخیص زمان و تاریخ استفاده می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران