افتاب گاه

لغت نامه دهخدا

( آفتاب گاه ) آفتاب گاه.( اِ مرکب ) برآفتاب. مشرقه. ( زمخشری ). آفتاب رو. مشراق. بتو. آنجای خانه که بیشتر روز آفتاب بدان تابد.

فرهنگ فارسی

( آفتاب گاه ) بر آفتاب مشرقه

جمله سازی با افتاب گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه شادی پیش رویش تیره باشد افتاب گاه مردی پیش تیغش خیره گردد اژدها

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز