لغت نامه دهخدا
اعتصابات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اعتصاب. دست از کار کشیدنها و گرد هم آمدنهای مردم یا یک طبقه خاصی بمنظور رسیدن بهدفی از قبیل تقلیل ساعات کار یا بالا بردن مزد و نظائر آنها.
اعتصابات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اعتصاب. دست از کار کشیدنها و گرد هم آمدنهای مردم یا یک طبقه خاصی بمنظور رسیدن بهدفی از قبیل تقلیل ساعات کار یا بالا بردن مزد و نظائر آنها.
( مصدر اسم ) جمع اعتصاب
💡 وی دانشآموختهٔ رشته ریاضیات، فلسفه و موسیقی در دانشگاه مسکو و از شاگردان نیکولای ریمسکی-کورساکف، آناتولی لیادوف و نیکولای چیریپنین بود که در سال ۱۹۰۵ به دلیل شرکت در اعتصابات دانشجویی، تبعید شد.
💡 ۱۱. اعتصابات شکوهمند کارکنان و تأسیسات دولتی و بخش خصوصی که ضربهی مهلکی بر پیکر رژیم وارد آورد، مورد تائید ما میباشد.
💡 نهادهای حکومتی به منظور جلوگیری از اعتراضات، بیش از ۳۱۲۶ دانشجو و ۳۱ استاد دانشگاه را به دلیل رویه انتقادی آنها از حکومت از جمله همراهی با اعتراضات و اعتصابات و تظاهرات مسالمت آمیز در یکسال اخیر، به تنبیههایی مانند ممنوعیت از ورود به دانشگاه، احضار، محرومیت از تحصیل و اخراج، محکوم کردهاند.
💡 این سرود، برای همخوانی در بین معترضان، بسیار مورد پسند واقع شد. در جریان اعتصابات ۱۴۰۱ دانشجویان ایران، این ترانه توسط دانشجویان دانشگاه هنر تهران با حلقهای به شکل «خون» اجرا شد.
💡 بنابر گزارشهای کمپین فعالین بلوچ در ۷ اسفند، «در سومین روز از اعتصابات و اعتراضات گسترده مردمی در سراسر استان، گزارشها از قطعی گسترده اینترنت در بلوچستان حکایت دارد».