لغت نامه دهخدا
اعتبارات. [اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اعتبار، یعنی اطمینانی که بانک یا مؤسسه بشخص میکند و تا مبلغ معینی از سرمایه خودرا در اختیار او میگذارد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
اعتبارات. [اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اعتبار، یعنی اطمینانی که بانک یا مؤسسه بشخص میکند و تا مبلغ معینی از سرمایه خودرا در اختیار او میگذارد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر اسم ) جمع اعتبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای ساخت این ورزشگاه ۶۹۰ میلیارد ریال از اعتبارات ملی و استانی هزینه شدهاست.[نیازمند منبع]
💡 در مرداد ۱۳۹۹ عملیات مرمت و ساماندهی بام و گنبدهای این بنا از محل اعتبارات ملی و با مشارکت بخش خصوصی انجام شد.
💡 بیتکلف گر همینست اعتبارات جهان کم ز حیوانی اگر تقلید مردم کردهای
💡 به هم اگر چشم باز گردد قیامت آیینهساز گردد کز اعتبارات جسم خاکی چو عبرتیم از قبور پیدا
💡 کارخانه نساجی خاتَمالانبیاء در دروان فعالیت خود یکی از بزرگترین کارخانههای نساجی خاورمیانه بود که به دلیل مشکلات نقدینگی و اعتبارات از ۲۳ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ تاکنون تعطیل است.
💡 نقدگردون نیست غیر از اعتبارات خیال چون حباب اینکاسهٔ وهم ازهوا بالیده است