لغت نامه دهخدا
اطفائیه. [ اِ ئی ی َ / ی ِ ] ( از ع، اِ ) اداره آتش نشانی. تشکیلات فروکشتن حریق. دستگاه خاموش کردن حریق.
- کارگران اطفائیه؛ آنانکه در خاموش کردن حریق با دستگاه ها و وسایل لازم در اداره آتش نشانی کار میکنند.
اطفائیه. [ اِ ئی ی َ / ی ِ ] ( از ع، اِ ) اداره آتش نشانی. تشکیلات فروکشتن حریق. دستگاه خاموش کردن حریق.
- کارگران اطفائیه؛ آنانکه در خاموش کردن حریق با دستگاه ها و وسایل لازم در اداره آتش نشانی کار میکنند.
= آتش نشانی
( صفت اسم ) اداره ای که وظیف. آن خاموش کردن حریق است آتش نشانی یا مائ مور اطفائیه. آتش نشان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «نظر به احتراقی که اتفاق میافتاد، اداره بلدیه شبانه بیست نفر از سپورها را تعیین نموده که شبها را در بلدیه کشیک بدهند و یک اتومیبل هم به اداره نظمیه تخصیص دادهاست که در موقع حریق پلیسهای نظمیه با آلات اطفائیه برای خاموشکردن آتش به کمک سپورها مبادرت ورزند»
💡 ب) بازدید سالیانه: برای اطمینان از عملکرد مواد اطفائیه درون خاموشکننده بر روی حریق بایستی بعضی از آنها در حریقهای تمرینی و آموزشی مصرف کرده و سپس خاموشکننده را شارژ و جهت استفاده آماده نمود.
💡 برای اینکه بتوان با رعایت فاصله مناسب با آتش مواد اطفائیه را بر روی آتش پاشید، خاموشکننده باید قدرت پرتاب داشته باشد که معمولاً حداقل آن ۲ متر و حداکثر آن ۷ متر میباشد.
💡 در این روش برای خارج شدن ماده اطفائیه از خاموشکننده باید آن را به صورت واژگون (سر و ته) گرفت در غیر اینصورت ماده اطفائیه خارج نمیشود و فقط عامل فشار آن تخلیه میگردد. جهت شناسایی این نوع خاموشکنندهها یک دستگیره تا شونده در ته سیلندر وجود دارد.
💡 پس از قدرت یافتن رضاشاه رشت از نخستین شهرهایی بود که از سال ۱۳۰۲ تغییرات اساسی و عمران و آبادی در آن صورت گرفت و صاحب خیابانهای عریض و طویل و دارای پیادهرو و نیز عمارتهای و مهمانخانههای مدرن، مغازههای فروش البسه و امتعه اروپایی، اطفائیه (آتشنشانی)، سیستم نظافت شهر، کارخانه تولید برق، سینما و نظایر آن شد.