لغت نامه دهخدا
اصلاح صورت. [ اِ ح ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تراشیدن یا کوتاه کردن و پیراستن موی ریش و سبیل. رجوع به اصلاح و اصلاح کردن شود.
اصلاح صورت. [ اِ ح ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تراشیدن یا کوتاه کردن و پیراستن موی ریش و سبیل. رجوع به اصلاح و اصلاح کردن شود.
تراشیدن یا کوتاه کردن و پیراستن موی ریش و سبیل.
اصلاح صورت ( انگلیسی: Shaving ) به تراشیدن موی صورت با تیغ اصلاح گفته می شود. برای این کار معمولاً از کف ریش یا خمیر ریش استفاده می شود.
💡 پاسخ رئیسجمهور این بود که اقداماتی میبایست در راستای اصلاح صورت میگرفت. در سال ۱۹۸۹، رئیسجمهور قانون اساسی جدیدی را مطرح کرد و مناسبات خود را با حزب
💡 در این مراسم عروس خانم جهت گرفتن ابرو و اصلاح صورت به آرایشگاه زنانه منتقل میگردد و هنگامی که آرایشگران مشغول گرفتن ابرو و اصلاح صورت او هستند، همزمان داماد در مقابل دیدگان عروس شروع به بندبازی مینماید و آن قدر این کار را ادامه میدهد تا کار آرایشگران تمام شود. بعد از اتمام کار، آقای داماد بعد از پرداخت هزینههای این مراسم اولین سکته ناقص خود را تجربه میکند!
💡 این بیماری در افراد سالمند بیشتر دیده میشود اما میتواند برای افراد زیر ۲۰ سال هم رخ دهد. ناحیهای که دچار این عارضه شده است قرمز میشود، سطح آن ناهموار میشود و جوشدانههایی مانند جوشهای پس از اصلاح صورت در آن دیده میشود که این جوشها میتواند باعث التهاب گردد.
💡 اگرچه اصلاح صورت، ممکن است به دوران نوسنگی بازگردد، ولی قدیمیترین سندی که برداشتن سبیل به تنهایی دلالت میکند، تصویری از یک سوارکار ایرانی مربوط به ۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و بر روی فرش پازیریک است.