اشتری

این واژه در زبان فارسی دارای چند کاربرد و معنای متفاوت است و بسته به زمینه تاریخی، جغرافیایی یا فرهنگی می‌تواند مفاهیم گوناگونی داشته باشد. در معنای نسبی، «اشتری» به شخصی گفته می‌شود که به فردی با نام «اشتر» یا به ناحیه‌ای به نام «اشتر» منسوب باشد و این ناحیه در گذشته میان همدان و نهاوند قرار داشته است. در منابع تاریخی و انساب، این واژه برای معرفی برخی افراد و خاندان‌ها به کار رفته که یا از آن منطقه بوده‌اند یا نسبت خانوادگی آنان به فردی با نام اشتر می‌رسیده است. در متون رجالی و تاریخی، «اشتری» به نام برخی راویان حدیث و شخصیت‌های علمی نیز اطلاق شده است که در شهرهایی مانند بصره و قاهره فعالیت داشته‌اند و در نقل حدیث و علوم دینی نقش داشته‌اند. علاوه بر این، در برخی منابع، «اشتری» به عنوان یک اصطلاح در موسیقی سنتی ایرانی نیز شناخته می‌شود و به یکی از لحن‌ها یا گوشه‌های موسیقی در دستگاه شور اشاره دارد. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه تنها محدود به یک حوزه خاص نیست و در هنر نیز حضور داشته است. از نظر ریشه‌شناسی، این واژه گاهی به نام افراد، گاهی به مکان و گاهی به ویژگی‌های فرهنگی و هنری مرتبط شده است. بنابراین «اشتری» واژه‌ای چندوجهی است که هم در تاریخ و جغرافیا و هم در موسیقی و انساب کاربرد داشته و معنای آن کاملاً وابسته به زمینه استفاده در متن است.

لغت نامه دهخدا

اشتری. [ اَ ت َ ] ( ص نسبی ) این نسبت ممکن است به شخصی باشد که نام وی اشتر بوده و یا به «اشتر» که ناحیه ای میان همدان و نهاوند است. ( از انساب سمعانی ).
اشتری. [ اَ ت َ ] ( اِخ ) ابومحمد مهران بن محمد اشتری. معلوم نیست که آیا به اشتر ناحیه ای در نهاوند منسوب است یا برخی از اجداد وی اشتر نام داشته اند. ( از معجم البلدان ). و سمعانی آرد: ابومحمد مهران بن احمدبن مهران اشتری بصری. نام و نسب وی رابدین سان ابوبکربن مردوته در تاریخ اصفهان آورده و از روایات محفوظ وی حدیثی از محمدبن احمدبن ابی رساله ٔبصری روایت کرده است. بعقیده من ممکن است وی در اصل از مردم اشتر بوده و سپس به بصری هم شهرت یافته است یا نام جد وی اشتر بوده است. ( از انساب سمعانی ).
اشتری. [ اَ ت َ ] ( اِخ ) امین الدین احمدبن اشتری منسوب به قریه اشتر به حافظ ذهبی اجازه داده است. ( از تاج العروس ).
اشتری. [ اَ ت َ ] ( اِخ ) نفیس الدین عمربن علی صوفی از وزیر فلکی حدیث آورده و مرتضی بن ابی الجواد از وی به قاهره سماع کرده است. ( از تاج العروس ).
اشتری. [ اَ ت َ ] ( ص نسبی، اِ ) از لحنهای موسیقی است که در شور نواخته میشود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) از لحنهای موسیقی که در شور نواخته میشود.
نفیس الدین عمر بن علی صوفی از وزیر فلکی حدیث آورده و مرتضی بن ابی الجواد از وی بقاهره سماع کرده است.

جمله سازی با اشتری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور نه بد امانش چرا آن سرالله اشتری بگشوده چشمان و ورا حیران به رخسار آمده

💡 اگر که اشتری آشفته از مهار بنالد بیا به بین که چو بگسستیم مهار بنالم

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز