اسکوبی

لغت نامه دهخدا

اسکوبی. [ اُ ] ( اِخ ) شیخ ابراهیم. خطیب مسجد نبوی. او راست: مزدوجة فی فاخرة بین و ابورالبحر و وابورالبر، و آن در مطبعةالحسینیة بسال 1324 هَ. ق. بطبع رسیده است. ( معجم المطبوعات ).

جمله سازی با اسکوبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است می‌توان به جایی که خرس‌ها هستند، تیم نایت رایدر، اسکوبی دو و دختران زرین اشاره نمود.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به فیلم‌های جدید اسکوبی دو اشاره نمود.

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم پوکر فیس، پیکان‌های شکسته، کریسمس مبارک، آقای لارنس، چشم بند، کلاه چرمی‌ها، روبی کایرو، گوشت و خون، معجزه باد، در اطراف بلوک، اسکوبی مالون، سافاری در حال چرخش و هرگز خیلی دیر نیست اشاره کرد.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به ماجراهای گالیور، یوگی و دوستان، تار شارلوت، داستاردلی و ماتلی در ماشین‌های پرنده‌شان، جاذبه آندرومدا، فیلم‌های جدید اسکوبی دو و والی گیتور اشاره کرد.

💡 نورویل راجر{ملقب به شگی}: او صاحب اسکوبی است.او و اسکوبی ترسو و کمی احمق هستند. شگی عاشق خوراکی مخصوصاً اسنک اسکوبی است.

💡 از دانش آموختگان این مؤسسه می‌توان دیک اسکوبی (فرماندهٔ فضاپیمای چلونجر) را نام برد.

شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز